لیست شغل ها به انگلیسی
در این مقاله شغل ها به انگلیسی را به صورت کامل و کاربردی یاد میگیرید. علاوه بر جدول شغل ها که شامل نام، تلفظ و توضیح هر حرفه است، بخش های آموزشی دیگری مثل جنسیت شغل ها در زبان انگلیسی، نحوه استفاده از کلمه “job” در جمله و اصطلاحات و ضربالمثل های مرتبط با شغل ها هم وجود دارد. همچنین یک شعر آموزشی برای کودکان قرار داده شده تا یادگیری برای همه سنین جذاب تر شود.
پیش تر در مورد فصل ها به انگلیسی و رنگ ها به انگلیسی صحبت کردیم،حال نوبت بررسی کامل شغل به انگلیسی با تلفظ صحیح و در دسته بندی های مختلف است.
Education & Teaching – آموزش و تدریس
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ (فونتیک) | جمله توضیحی (انگلیسی) |
معلم مدرسه | Teacher | /ˈtiː.tʃər/ | A teacher educates students in different subjects یک معلم دانش آموزان را در موضوعات مختلف آموزش میدهد |
استاد دانشگاه | University professor | /ˌjuː.nɪˈvɜːr.sɪ.ti ˈlɛk.tʃər/ | A university professor teaches and guides college students یک استاد دانشگاه به دانشجویان دانشگاه تدریس و راهنمایی می کند |
مربی ورزش | Sports Coach | /spɔːrts koʊtʃ/ | A sports coach trains athletes and teaches game strategies یک مربی ورزشی، ورزشکاران و استراتژیهای بازی را آموزش میدهد. |
معلم زبان | Language Teacher | /ˈlæŋ.ɡwɪdʒ ˈtiː.tʃər/ | A language teacher teaches languages to students یک معلم زبان به دانشآموزان زبان یاد میدهد. |
معلم موسیقی | Music Teacher | /ˈmjuː.zɪk ˈtiː.tʃər/ | A music teacher teaches students how to play instruments or sing یک معلم موسیقی به دانشآموزان یاد می دهد که چگونه ساز بنوازند یا آواز بخوانند |
استاد هنر | Art Teacher | /ɑːrt ˈtiː.tʃər/ | An art teacher helps students learn drawing and painting یک معلم هنر به دانش آموزان در یادگیری طراحی و نقاشی کمک می کند. |
مربی رقص | Dance Instructor | /dæns ɪnˈstrʌk.tər/ | A dance instructor teaches people how to dance یک مربی رقص به مردم یاد می دهد که چگونه برقصند. |
معلم خصوصی | Private Tutor | /ˈpraɪ.vət ˈtuː.tər/ | A private tutor gives one-on-one lessons to students معلم خصوصی به صورت خصوصی به دانش آموزان درس می دهد. |
Healthcare – بهداشت و درمان
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
پزشک | Doctor | /ˈdɒk.tər/ | A doctor diagnoses and treats illnesses پزشک بیماری ها را تشخیص می دهد و درمان می کند. |
پرستار | Nurse | /nɜːrs/ | A nurse cares for patients in hospitals یک پرستار در بیمارستان ها از بیماران مراقبت می کند. |
دندانپزشک | Dentist | /ˈden.tɪst/ | A dentist treats teeth and gums دندانپزشک دندان ها و لثه ها را درمان می کند. |
جراح | Surgeon | /ˈsɜːr.dʒən/ | A surgeon performs medical operations یک جراح عملیات پزشکی را انجام میدهد. |
داروساز | Pharmacist | /fɑːr.mə.sɪst/ | A pharmacist prepares medicine for patients یک داروساز برای بیماران دارو تهیه می کند. |
فیزیوتراپیست | Physiotherapist | /ˌfɪz.i.oʊˈθer.ə.pɪst/ | A physiotherapist helps people recover movement فیزیوتراپیست به افراد کمک می کند تا توانایی حرکتی خود را بازیابند. |
تکنسین اورژانس | EMT | /ˌiː.emˈtiː/ | An EMT provides emergency medical care یک تکنسین فوریت های پزشکی (EMT) مراقبت های پزشکی اورژانسی را ارائه میدهد. |
روانشناس | Psychologist | /saɪˈkɒl.ə.dʒɪst/ | A psychologist studies and treats mental health یک روانشناس سلامت روان را مطالعه و درمان می کند. |
Business & Finance – کسبوکار و مالی
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
حسابدار | Accountant | /əˈkaʊn.tənt/ | An accountant manages financial records یک حسابدار سوابق مالی را مدیریت می کند. |
مدیر پروژه | Project Manager | /ˈprɒdʒ.ekt ˈmæn.ɪ.dʒər/ | A project manager leads and completes business projects یک مدیر پروژه، پروژه های تجاری را رهبری و تکمیل می کند. |
بازاریاب | Marketer | /ˈmɑːr.kɪ.tər/ | A marketer advertises products and services یک بازاریاب محصولات و خدمات را تبلیغ می کند. |
مشاور کسب و کار | Business Consultant | /ˈbɪz.nɪs kənˈsʌl.tənt/ | A consultant advises businesses on strategy یک مشاور به کسب و کار ها در مورد استراتژی مشاوره می دهد. |
صندوق دار | Cashier | /kæʃˈɪər/ | A cashier takes payments from customers صندوقدار از مشتریان پول می گیرد. |
مدیر بانک | Bank Manager | /bæŋk ˈmæn.ɪ.dʒər/ | A bank manager supervises bank operations یک مدیر بانک بر عملیات بانکی نظارت دارد. |
Technology & IT – تکنولوژی و IT
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
برنامه نویس | Programmer | /ˈsɒf.twɛər dɪˈvɛl.ə.pər/ | A programmer writes software and code. یک برنامه نویس نرم افزار و کد می نویسد. |
طراح وب | Web Designer | /wɛb dɪˈzaɪ.nər/ | A web designer creates website layouts یک طراح وب، طرح بندی وب سایت را ایجاد می کند. |
پشتیبانی فنی | IT Support Specialist | /aɪ.ti səˈpɔːrt ˈspɛʃ.əl.ɪst/ | An IT support specialist fixes tech issues یک متخصص پشتیبانی فناوری اطلاعات مشکلات فنی را برطرف می کند |
توسعه دهنده اپ | App Developer | /æp dɪˈvɛl.ə.pər/ | An app developer builds mobile applications یک توسعه دهنده اپلیکیشن، اپلیکیشن های موبایل می سازد. |
مهندس داده | Data Engineer | /ˈdeɪ.tə ˌɛn.dʒɪˈnɪər/ | A data engineer builds data systems یک مهندس داده، سیستم های داده ای میسازد. |
مهندس هوش مصنوعی | AI Engineer | /eɪ.aɪ ˈɛn.dʒɪ.nɪər/ | An AI engineer builds smart tech models یک مهندس هوش مصنوعی مدل های فناوری هوشمند می سازد. |
طراح UX/UI | UX/UI Designer | /juː ɛks juː aɪ dɪˈzaɪ.nər/ | A UX/UI designer improves user experience یک طراح UX/UI تجربه کاربری را بهبود میبخشد. |
Engineering & Construction – مهندسی و ساختوساز
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
مهندس عمران | Civil Engineer | /ˈsɪv.əl ˌɛn.dʒɪˈnɪər/ | A civil engineer designs and builds infrastructure یک مهندس عمران زیرساختها را طراحی و میسازد. |
معمار | Architect | /ˈɑːr.kɪ.tekt/ | An architect plans building designs and structures یک معمار طرحها و سازههای ساختمانی را برنامهریزی میکند. |
مهندس برق | Electrical Engineer | /ɪˌlɛkˈtrɪk.əl ˌɛn.dʒɪˈnɪər/ | An electrical engineer designs electrical systems یک مهندس برق، سیستم های الکتریکی را طراحی میکند. |
مهندس مکانیک | Mechanical Engineer | /məˈkæn.ɪ.kəl ˌɛn.dʒɪˈnɪər/ | A mechanical engineer designs machines and engines یک مهندس مکانیک ماشین آلات و موتورها را طراحی می کند. |
نقشه بردار | Surveyor | /ˈsɜːr.veɪ.ər/ | A surveyor measures land for construction یک نقشه بردار زمین را برای ساخت و ساز اندازه گیری می کند. |
کارگر ساختمان | Construction Worker | /kənˈstrʌk.ʃən ˈwɜːr.kər/ | A construction worker builds and repairs buildings یک کارگر ساختمانی ساختمان ها را می سازد و تعمیر می کند. |
لولهکش | Plumber | /ˈplʌm.bər/ | A plumber installs and repairs pipes یک لوله کش، لوله ها را نصب و تعمیر می کند. |
برقکار | Electrician | /ɪˌlɛkˈtrɪʃ.ən/ | An electrician fixes electrical systems in buildings یک برقکار سیستم های الکتریکی ساختمان ها را تعمیر می کند. |
نجار | Carpenter | /kɑːr.pən.tər/ | A carpenter builds and repairs wooden structures نجار سازه های چوبی را میسازد و تعمیر می کند. |
Arts & Media – هنر و رسانه
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
نویسنده | Writer | /ˈraɪ.tər/ | A writer creates stories, articles, or books یک نویسنده داستان، مقاله یا کتاب خلق می کند. |
روزنامه نگار | Journalist | ˈdʒɜːr.nə.lɪst/ | A journalist reports news and writes articles یک روزنامه نگار اخبار را گزارش می دهد و مقاله می نویسد. |
عکاس | Photographer | /fəˈtɒɡ.rə.fər/ | A photographer takes photos for different purposes یک عکاس برای اهداف مختلفی عکس میگیرد. |
کارگردان | Director | /dɪˈrɛk.tər/ | A director guides actors and film production یک کارگردان، بازیگران و تولید فیلم را هدایت می کند. |
بازیگر | Actor/Actress | ˈæk.tər/ ˈæk.trəs/ | An actor performs roles in movies or plays یک بازیگر نقش هایی را در فیلم ها یا نمایش ها اجرا می کند. |
تدوین گر | Video Editor | /ˈvɪd.i.oʊ ˈɛd.ɪ.tər/ | A video editor edits and assembles video clips یک تدوینگر ویدیو، کلیپ های ویدیویی را ویرایش و مونتاژ می کند. |
تهیه کننده | Producer | /prəˈdjuː.sər/ | A producer manages film or music production یک تهیه کننده، تولید فیلم یا موسیقی را مدیریت می کند. |
صدا پیشه | Voice Actor | /vɔɪs ˈæk.tər/ | A voice actor records voices for media یک صداپیشه صدا ها را برای رسانه ها ضبط میکند. |
طراح لباس | Fashion Designer | /ˈfæʃ.ən dɪˈzaɪ.nər/ | A fashion designer creates clothing styles یک طراح مد، سبک های لباس را خلق می کند. |
Law & Government – حقوق و دولتی
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
وکیل | Lawyer | /ˈlɔɪ.ər/ | A lawyer gives legal advice and represents clients یک وکیل مشاوره حقوقی می دهد و نماینده موکلان است. |
قاضی | Judge | /dʒʌdʒ/ | A judge makes decisions in court cases قاضی در پرونده های قضایی تصمیم می گیرد. |
دادستان | Prosecutor | /prɒs.ɪ.kjuː.tər/ | A prosecutor charges people in criminal cases دادستان در پرونده های جنایی افراد را متهم می کند. |
پلیس | Police Officer | /pəˈliːs ˈɒf.ɪ.sər/ | A police officer enforces laws and protects people یک افسر پلیس قوانین را اجرا میکند و از مردم محافظت می کند. |
Hospitality & Tourism – هتلداری و گردشگری
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
مدیر هتل | Hotel Manager | /ˈhoʊ.təl ˈmæn.ɪ.dʒər/ | A hotel manager runs hotel operations مدیر هتل مسئول اداره و مدیریت امور هتل است. |
سرآشپز | Chef | /ʃɛf/ | A chef cooks and plans meals in a restaurant سرآشپز غذاها را در رستوران میپزد و برای منو برنامهریزی میکند. |
پیشخدمت | Waiter/Waitress | ˈweɪ.tər/ ˈweɪ.trəs/ | A waiter serves food to customers گارسون غذا را برای مشتریان سرو میکند. |
راهنمای گردشگری | Tour Guide | /tʊr ɡaɪd/ | A tour guide shows tourists around places راهنمای تور، گردشگران را در مکانهای مختلف همراهی می کند. |
میزبان هتل | Receptionist | /rɪˈsɛp.ʃən.ɪst/ | A receptionist welcomes guests and handles bookings مسئول پذیرش از مهمانان استقبال می کند و امور رزرو را انجام می دهد. |
مدیر رستوران | Restaurant Manager | /ˈrɛs.tə.rɒnt ˈmæn.ɪ.dʒər/ | A restaurant manager manages staff and service مدیر رستوران کارکنان و خدمات رستوران را مدیریت می کند. |
مهماندار هواپیما | Flight Attendant | /flaɪt əˈtɛn.dənt/ | A flight attendant assists passengers on planes مهماندار هواپیما به مسافران در طول پرواز کمک می کند. |
Science & Research – علوم و تحقیق
شغل (فارسی) | Job (English) | تلفظ | جمله توضیحی |
دانشمند | Scientist | /ˈsaɪən.tɪst/ | A scientist conducts experiments to discover facts یک دانشمند آزمایش هایی انجام می دهد تا حقایق جدید را کشف کند. |
محقق | Researcher | /rɪˈsɜːr.tʃər/ | A researcher studies topics to find new information یک پژوهشگر موضوعات مختلف را بررسی می کند تا به اطلاعات تازه برسد. |
زیستشناس | Biologist | /baɪˈɒl.ə.dʒɪst/ | A biologist studies living organisms یک زیست شناس موجودات زنده را مطالعه می کند. |
شیمیدان | Chemist | /ˈkɛm.ɪst/ | A chemist studies chemicals and reactions یک شیمی دان مواد شیمیایی و واکنش ها را بررسی می کند. |
فیزیک دان | Physicist | /ˈfɪz.ɪ.sɪst/ | A physicist studies physical laws and forces یک فیزیک دان قوانین فیزیکی و نیرو ها را مطالعه می کند. |
زمین شناس | Geologist | /dʒiˈɒl.ə.dʒɪst/ | A geologist studies Earth’s structure and rocks ک زمین شناس ساختار زمین و سنگ ها را بررسی می کند. |
ستاره شناس | Astronomer | /əˈstrɒn.ə.mər/ | An astronomer studies stars and planets یک ستاره شناس ستارگان و سیارات را مطالعه می کند. |
زیست فناوریست | Biotechnologist | /ˌbaɪ.oʊˌtɛkˈnɒl.ə.dʒɪst/ | A biotechnologist uses biology to develop products یک زیست فناور از زیستشناسی برای توسعه و تولید محصولات استفاده می کند. |
چه شغلهایی در زبان انگلیسی بر اساس جنسیت متفاوت هستند؟
در زبان انگلیسی، بیشتر شغل ها جنسیت محور نیستند و همان عنوان برای مرد و زن استفاده می شود، اما برخی از واژه ها همچنان برای مرد یا زن متفاوت نوشته می شوند.
در ادامه چند نمونه رایج را می بینید. این بخش کمک می کند هنگام یادگیری شغل ها به انگلیسی، تفاوت های جنسیتی را هم به خوبی درک کنید.
شغل (مرد) | شغل (زن) | توضیح کوتاه |
Waiter | Waitress | پیشخدمت مرد و زن (در برخی کشورها هنوز استفاده میشود). |
Actor | Actress | بازیگر مرد و بازیگر زن. |
Prince | Princess | شاهزاده و شاهزادهخانم (شغل نیست ولی مثال رایج). |
Host | Hostess | میزبان مرد و میزبان زن (مثلا در رستوران یا هتل). |
Steward | Stewardess | مهماندار مرد و زن (امروزه بیشتر از Flight Attendant استفاده میشود). |
Waiter | Waitress | (مثال تکراری ولی رایج برای یادگیری) |
Chairman | Chairwoman | رئیس یک جلسه یا سازمان (در برخی جاها Chair هم استفاده میشود). |
Policeman | Policewoman | پلیس مرد و پلیس زن (امروزه بیشتر Police Officer رایج است). |
Fireman | Firewoman | آتشنشان مرد و زن (امروزه Firefighter رایجتر است). |
Salesman | Saleswoman | فروشنده مرد و فروشنده زن (امروزه Salesperson بهتر است). |
نکته مهم
امروزه در انگلیسی مدرن، بسیاری از این واژه ها جنسیت دار نیستند و بیشتر از شکل های خنثی مثل waitstaff, actor, flight attendant, police officer, firefighter و salesperson استفاده می شود. این موضوع باعث می شود که در یادگیری مشاغل به انگلیسی، هم عنوان شغل و هم نوع استفادهی درست آن را بهتر بفهمید.
جایگاه اسم “شغل” در جمله
در انگلیسی کلمه job یا occupation به معنی “شغل” معمولا بهعنوان اسم (noun) استفاده می شود و می تواند در جایگاه های مختلف جمله قرار بگیرد.
مهم ترین جایگاه ها شامل فاعل (subject)، مفعول (object) و بعد از فعل to be است. در ادامه فرمول های رایج و مثالهای ساده آورده شده است
1) فرمول: Subject + verb + job
(فاعل + فعل + شغل)
این ساختار زمانی استفاده میشود که شغل به عنوان مفعول یا موضوع اصلی جمله باشد.
مثال ها:
My father is a doctor.
پدر من یه دکتره.
She works as a teacher.
او به عنوان معلم کار میکند.
He wants a job as a programmer.
او به عنوان یک برنامه نویس شغل می خواهد.
2) فرمول: Job + is + adjective
(شغل + is + صفت)
از این ساختار برای توصیف شغل استفاده می شود.
مثال ها:
Teaching is a rewarding job.
معلمی شغل پردرآمدی است.
Being a nurse is challenging.
پرستار بودن چالش برانگیز است.
Programming is an interesting occupation.
برنامه نویسی شغل جالبی است.
3) فرمول: Subject + be + a/an + job/occupation
(فاعل + to be + a/an + شغل)
این فرم ساده ترین و رایج ترین شکل برای معرفی شغل است.
مثال ها:
He is a lawyer.
او یک وکیل است.
I am an engineer.
من یک مهندس هستم.
They are doctors.
آنها پزشک هستند.
4) فرمول: Subject + verb + as + job
این فرم برای گفتن شغل فعلی یا شغل در حال انجام مناسب است.
(فاعل + فعل + as + شغل)
مثال ها:
She works as a designer.
او به عنوان طراح کار می کند.
He serves as a manager.
او به عنوان مدیر فعالیت می کند.
I study to become a pharmacist.
من درس می خوانم تا داروساز شوم.
نکته مهم دربارهی “شغل” در جمله
- در انگلیسی، برای گفتن شغل معمولا از a/an + job یا a/an + profession استفاده میکنیم. مثلا:
She is a teacher.
He is an architect.
شعر برای آموزش شغل ها به کودکان
برای آموزش شغل ها به انگلیسی برای کودکان یکی از راه های موثر و لذت بخش، آموزش شغل ها با استفاده از شعر های کودکانه است، در ادامه دو شعر بچگانه در مورد شغل ها به انگلیسی به همراه معنی فارسی آورده شده است.
شغل ها، شغل ها، من می تونم چی باشم؟
پزشک، معلم یا آشپز، هر کدوم رو می بینی
یک پلیس شهر را امن نگه می دارد
یک خلبان هواپیما را در آسمان پرواز می دهد
اصطلاحات مرتبط با شغل ها
در زبان انگلیسی، علاوه بر اسم شغل ها، برخی اصطلاحات انگلیسی وجود دارد که درباره کار، شغل و محیط کاری صحبت می کنند. این اصطلاحات در مکالمه و نوشته های رسمی بسیار کاربردی اند و یادگیری آن ها به فهم بهتر شغل ها به انگلیسی کمک می کند.
اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال کوتاه |
Work hard | سخت کار کردن | She works hard to become a doctor او سخت تلاش می کند تا پزشک شود |
Career path | مسیر شغلی | He chose a career path in engineering او مسیر شغلی خود را در رشته مهندسی انتخاب کرد |
Job interview | مصاحبه شغلی | I have a job interview tomorrow فردا مصاحبه کاری دارم |
Part-time job | شغل نیمه وقت | She has a part-time job after school او بعد مدرسه یه شغل نیمه وقت داره |
Full-time job | شغل تماموقت | He works a full-time job at the office او تمام وقت در دفتر کار می کند |
Work from home | دورکاری | Many people work from home now الان خیلی ها از خونه کار می کنن(دورکاری می کنن) |
Get promoted | ارتقا گرفتن | She got promoted to manager او به سمت(عنوان) مدیر ارتقا یافت |
Job offer | پیشنهاد شغلی | He received a job offer from a big company او از یک شرکت بزرگ پیشنهاد شغلی دریافت کرد. |
Quit a job | ترک شغل | He decided to quit his job او تصمیم گرفت کارش را رها کند. |
Job satisfaction | رضایت شغلی | Job satisfaction is important for happiness رضایت شغلی برای شادی مهم است. |
Work-life balance | تعادل کار و زندگی | Good work-life balance reduces stress تعادل خوب بین کار و زندگی، استرس را کاهش میدهد. |
Salary raise | افزایش حقوق | She got a salary raise last month او ماه گذشته افزایش حقوق داشت. |
ضربالمثل های جذاب با شغل ها
در زبان انگلیسی، برخی ضرب المثل ها و عبارت های معروف وجود دارند که در آن ها نام شغل ها به صورت استعاری استفاده شده است. این ضربالمثلها به شما کمک می کنند شغلها به انگلیسی را بهتر و جذاب تر یاد بگیرید.
ضرب المثل انگلیسی | معنی فارسی | توضیح کوتاه |
Too many cooks spoil the broth | آشپز که دو تا شد آش یا شور میشه یا بی نمک | وقتی افراد زیادی وارد یک کار می شوند، نتیجه خراب می شود. |
A bad workman blames his tools | کارگر بد ابزارش را سرزنش می کند | وقتی کسی مهارت ندارد، به ابزار یا شرایط بد گیر میدهد. |
Don’t bite the hand that feeds you | دستی که بهت غذا میدهد را گاز نزن | از کسی که به تو کمک کرده، بدی نکن. |
The early bird catches the worm | سحرخیز باش تا کامروا شوی | هر کس زود شروع کند، موفق تر است. |
A stitch in time saves nine | یک دوخت به موقع، نُه دوخت را نجات می دهد | کار را زود انجام بده تا بعدا سخت تر نشود. |
Many hands make light work | دست روی دست بسیار است | کار گروهی باعث آسان تر شدن کار میشود. |
You can’t judge a book by its cover | نمی توان کتاب را از روی جلد قضاوت کرد | ظاهر همیشه نشان دهنده ی واقعیت نیست. |
When the going gets tough, the tough get going | وقتی کار سخت میشود، آدم های قوی شروع می کنند | در شرایط سخت، افراد قوی تلاش میکنند. |
A penny saved is a penny earned | یک پنی پس انداز شده، یک پنی به دست آمده | پسانداز کردن مثل کسب درآمد است. |
Rome wasn’t built in a day | رم در یک روز ساخته نشد | موفقیت زمان می برد. |
جمع بندی
در این مقاله با شغل ها به انگلیسی آشنا شدیم و دیدیم که می توانیم آن ها را در جدول شغل به انگلیسی در جدول به صورت مرتب و قابل فهم یاد بگیریم. یادگیری جایگاه کلمه “job” در جمله، همراه با فرمول و مثال، به شما کمک می کند تا بهتر درباره شغل ها صحبت کنید.
سوالات متداول
چطور شغل ها به انگلیسی را راحت تر یاد بگیریم؟
بهترین روش یادگیری شغلها به انگلیسی، استفاده از جدول شغل به انگلیسی در جدول همراه با تلفظ و مثال است. همچنین خواندن جملههای ساده و تمرین روزانه باعث ماندگاری بهتر لغات می شود
آیا همه شغل ها در زبان انگلیسی جنسیت دارند؟
خیر. امروزه بیشتر مشاغل به انگلیسی به صورت خنثی استفاده میشوند، اما برخی واژه های قدیمی تر مثل waiter / waitress یا actor / actress همچنان وجود دارند.
شغل به انگلیسی با تلفظ را از کجا یاد بگیریم؟
برای یادگیری شغل به انگلیسی با تلفظ می توانید از جدول های آموزشی، فایل های صوتی و منابع آموزشی آنلاین استفاده کنید. گوش دادن به تلفظ صحیح نقش مهمی در تقویت مکالمه دارد
کلمه شغل(job) در جمله انگلیسی در کجا قرار می گیرد؟
کلمه job معمولا بعد از فعل to be یا بعد از as می آید. برای مثال:
She is a teacher.
He works as a programmer.


