ضربالمثل به انگلیسی چیست؟
ضرب المثل انگلیسی یکی از بخشهای جذاب و کاربردی یادگیری زبان است. آشنایی با ضربالمثلهای پرکاربرد به شما کمک میکند مکالمات، فیلمها و متنهای انگلیسی را بهتر درک کنید و طبیعیتر صحبت کنید.
چند واژه انگلیسی مرتبط با ضربالمثل عبارتاند از:
Proverb: ضربالمثل؛ جملهای رایج که معمولاً حاوی پند یا تجربه است.
Saying: گفته یا عبارت رایج که میتواند پندآموز باشد.
Adage: سخن حکیمانه یا گفتهای قدیمی که بر تجربه تکیه دارد.
Idiom: اصطلاحی که معنی آن لزوماً از معنی تکتک کلمات مشخص نمیشود.
این واژهها همیشه قابل جایگزینی با یکدیگر نیستند. برای ترجمه دقیق یک عبارت، باید به معنی و کاربرد آن در جمله توجه کرد.
۵۰ ضربالمثل انگلیسی معروف با معنی فارسی
در این مطلب 50 ضربالمثل انگلیسی معروف را همراه با معنی فارسی، کاربرد و مثال بررسی میکنیم. معادل رایج ضربالمثل در زبان انگلیسی واژه Proverb است. در این بخش ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی را همراه با ترجمه فارسی و مثال بررسی میکنیم. به خاطر داشته باشید که ترجمه فارسی بعضی از آنها مفهومی است؛ بنابراین ممکن است معادل دقیق کلمهبهکلمه آنها در فارسی متفاوت باشد.
۱. Practice makes perfect
معادل فارسی: کار نیکو کردن از پر کردن است. این ضربالمثل به اهمیت تمرین مداوم برای بهتر شدن در یک مهارت اشاره دارد.
مثال:
Don’t give up learning English. Practice makes perfect.
یادگیری انگلیسی را رها نکن. تمرین مداوم باعث پیشرفت میشود.
۲. Better late than never
معادل فارسی: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. وقتی کاری با تأخیر انجام میشود، اما هنوز انجام دادن آن ارزش دارد، از این عبارت استفاده میکنیم.
مثال:
You finally started exercising? Better late than never!
بالاخره ورزش را شروع کردی؟ دیر شروع کردن بهتر از هرگز شروع نکردن است!
۳. Actions speak louder than words
معادل فارسی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
این ضربالمثل تأکید میکند که رفتار و عمل افراد بیشتر از حرفهایشان اهمیت دارد.
مثال:
He promised to help, but actions speak louder than words.
او قول داد کمک کند، اما عمل مهمتر از حرف است.
۴. Where there’s a will, there’s a way
معادل فارسی: خواستن توانستن است. اگر کسی اراده و انگیزه کافی داشته باشد، معمولاً میتواند راهی برای حل مشکلات پیدا کند.
مثال:
Learning a new language is difficult, but where there’s a will, there’s a way.
یادگیری زبان جدید سخت است، اما خواستن توانستن است.
۵. Don’t judge a book by its cover
معادل فارسی: از ظاهر کسی یا چیزی درباره آن قضاوت نکن. این عبارت زمانی کاربرد دارد که ظاهر یک شخص یا چیز ممکن است با واقعیت آن متفاوت باشد.
مثال:
He may look quiet, but don’t judge a book by its cover.
شاید او ساکت به نظر برسد، اما از روی ظاهر قضاوت نکن.
۶. The early bird catches the worm
معادل فارسی: سحرخیز باش تا کامروا شوی.
این ضربالمثل نشان میدهد افرادی که زودتر اقدام میکنند، ممکن است فرصتهای بهتری به دست آورند.
مثال:
Let’s arrive early to get the best seats. The early bird catches the worm.
زودتر برسیم تا بهترین صندلیها را بگیریم. سحرخیز باش تا کامروا شوی.
۷. Two heads are better than one
معادل فارسی: عقل دو نفر از یک نفر بهتر است. گاهی همکاری و استفاده از دیدگاههای مختلف به حل بهتر یک مسئله کمک میکند.
مثال:
Let’s solve this problem together. Two heads are better than one.
بیا این مسئله را با هم حل کنیم. همفکری بهتر از کار کردن بهتنهایی است.
۸. Honesty is the best policy
معادل فارسی: صداقت بهترین سیاست است. این عبارت توصیه میکند در برخورد با دیگران راستگو باشیم، حتی اگر گفتن حقیقت دشوار باشد.
مثال:
Tell your teacher the truth. Honesty is the best policy.
حقیقت را به معلمت بگو. صداقت بهترین راه است.
۹. No pain, no gain
معادل فارسی: نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. برای رسیدن به بسیاری از هدفها باید تلاش کرد و سختیها را پذیرفت.
مثال:
Training every day is hard, but no pain, no gain.
تمرین روزانه سخت است، اما بدون زحمت نمیتوان به نتیجه رسید.
۱۰. Every cloud has a silver lining
معادل فارسی: در دل هر سختی، امیدی وجود دارد. حتی در شرایط دشوار نیز ممکن است نکتهای مثبت یا فرصتی برای رشد وجود داشته باشد.
مثال:
Losing that job was difficult, but every cloud has a silver lining.
از دست دادن آن شغل سخت بود، اما هر اتفاق بدی میتواند جنبه مثبتی هم داشته باشد.
۱۱. Rome wasn’t built in a day
معادل فارسی: رم یکروزه ساخته نشد. کارهای بزرگ برای به نتیجه رسیدن به زمان و صبر نیاز دارند.
مثال:
Don’t expect to become fluent in a month. Rome wasn’t built in a day.
انتظار نداشته باش در یک ماه مسلط شوی. پیشرفت زمان میبرد.
۱۲. Look before you leap
معادل فارسی: پیش از اقدام، خوب فکر کن. پیش از تصمیمگیری یا انجام کاری، باید پیامدهای آن را بررسی کرد.
مثال:
Think carefully before accepting the offer. Look before you leap.
پیش از قبول پیشنهاد خوب فکر کن. قبل از اقدام، جوانب کار را بسنج.
۱۳. Don’t cry over spilt milk
معادل فارسی: برای اتفاقی که افتاده و قابل جبران نیست، خودت را ناراحت نکن. این عبارت به ما یادآوری میکند که بهتر است به جای ماندن در گذشته، روی راهحل تمرکز کنیم.
مثال:
We missed the train, but there’s no point crying over spilt milk.
از قطار جا ماندیم، اما ناراحتی درباره اتفاقی که افتاده فایدهای ندارد.
۱۴. A friend in need is a friend indeed
معادل فارسی: دوست واقعی را در روز سختی میتوان شناخت. دوست واقعی کسی است که هنگام مشکلات در کنار ما میماند و کمکمان میکند.
مثال:
She stayed with me during my illness. A friend in need is a friend indeed.
او هنگام بیماری کنارم ماند. دوست واقعی را در سختی میتوان شناخت.
۱۵. All that glitters is not gold
معادل فارسی: هر گردی گردو نیست؛ هر چیزی که میدرخشد طلا نیست. ظاهر جذاب یک چیز لزوماً به معنی ارزشمند بودن آن نیست.
مثال:
The job looked perfect, but the working conditions were terrible. All that glitters is not gold.
آن شغل عالی به نظر میرسید، اما شرایط کاری وحشتناک بود. هر ظاهر جذابی نشاندهنده کیفیت نیست.
۱۶. Don’t put all your eggs in one basket
معادل فارسی: همه تخممرغهایت را در یک سبد نگذار. بهتر است تمام سرمایه، امید یا برنامه خود را به یک گزینه وابسته نکنیم.
مثال:
Apply to several universities. Don’t put all your eggs in one basket.
برای چند دانشگاه درخواست بده. همه امیدت را به یک گزینه وابسته نکن.
۱۷. Better safe than sorry
معادل فارسی: احتیاط شرط عقل است. وقتی رعایت احتیاط میتواند از بروز مشکل جلوگیری کند، بهتر است جانب ایمنی را بگیریم.
مثال:
Take an umbrella with you. Better safe than sorry.
چترت را همراه ببر. احتیاط بهتر از پشیمانی است.
۱۸. Easy come, easy go
معادل فارسی: بادآورده را باد میبرد. این عبارت معمولاً درباره چیزی به کار میرود که بهآسانی به دست میآید و بهآسانی هم از دست میرود.
مثال:
He spent all his lottery winnings in a week. Easy come, easy go.
او تمام پولی را که در قرعهکشی برده بود، در یک هفته خرج کرد. چیزی که آسان به دست بیاید، ممکن است آسان هم از دست برود.
۱۹. You reap what you sow
معادل فارسی: هر چه بکاری، همان را درو میکنی. نتایجی که به دست میآوریم اغلب تحت تأثیر رفتار و انتخابهای خودمان هستند.
مثال:
If you study hard, you’ll get better results. You reap what you sow.
اگر سخت درس بخوانی، نتیجه بهتری میگیری. هر چه بکاری، همان را درو میکنی.
۲۰. Knowledge is power
معادل فارسی: دانایی توانایی است. دانش میتواند به ما کمک کند تصمیمهای آگاهانهتری بگیریم و فرصتهای بیشتری داشته باشیم.
مثال:
Read more books and keep learning. Knowledge is power.
کتابهای بیشتری بخوان و به یادگیری ادامه بده. دانایی توانایی است.
۲۱. Time is money
معادل فارسی: وقت طلاست. این عبارت اهمیت زمان و استفاده درست از آن را یادآوری میکند.
مثال:
Let’s start the meeting now. Time is money.
یایید جلسه را همین حالا شروع کنیم. وقت طلاست.
۲۲. Time will tell
معادل فارسی: گذشت زمان همهچیز را مشخص میکند. وقتی هنوز نمیدانیم نتیجه یک اتفاق یا تصمیم چه خواهد شد، از این عبارت استفاده میکنیم.
مثال:
Will their new business succeed? Time will tell.
آیا کسبوکار جدیدشان موفق میشود؟ گذشت زمان مشخص میکند.
۲۳. Make hay while the sun shines
معادل فارسی: تا فرصت هست، از آن استفاده کن. این ضربالمثل توصیه میکند از شرایط مساعد و فرصتهای موجود بهموقع استفاده کنیم.
مثال:
Business is good this month, so let’s make hay while the sun shines.
این ماه وضعیت کسبوکار خوب است؛ پس تا فرصت داریم، از آن استفاده کنیم.
۲۴. When in Rome, do as the Romans do
معادل فارسی: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو. این عبارت توصیه میکند هنگام حضور در یک محیط یا فرهنگ جدید، آداب و رسوم آن را رعایت کنیم؛ البته تا جایی که با اصول و قوانین ما تعارض نداشته باشد.
مثال:
Take off your shoes before entering the house. When in Rome, do as the Romans do.
قبل از ورود به خانه کفشهایت را دربیاور. در محیط جدید، آداب همان محیط را رعایت کن.
۲۵. Two wrongs don’t make a right
معادل فارسی: بدی را با بدی جواب نده. انجام دادن یک کار نادرست در پاسخ به اشتباه شخص دیگر، آن کار را درست نمیکند.
مثال:
Don’t lie to him just because he lied to you. Two wrongs don’t make a right.
فقط به این دلیل که او به تو دروغ گفته، به او دروغ نگو. دو اشتباه، یک کار درست نمیسازند.
۲۶. A stitch in time saves nine
معادل فارسی: جلوی ضرر را از هر جا بگیری، منفعت است.
رسیدگی به یک مشکل کوچک در زمان مناسب میتواند از بزرگتر شدن آن جلوگیری کند.
مثال:
Fix the leak now before it damages the wall. A stitch in time saves nine.
قبل از اینکه نشتی به دیوار آسیب بزند، آن را تعمیر کن. رسیدگی بهموقع جلوی دردسر بزرگتر را میگیرد.
۲۷. Don’t bite off more than you can chew
معادل فارسی: بیشتر از توانت مسئولیت قبول نکن. این عبارت زمانی استفاده میشود که کسی وظایف یا مسئولیتهایی بیش از توان و زمان خود میپذیرد.
مثال:
Don’t take three full-time courses while working. Don’t bite off more than you can chew.
هنگام کار، سه دوره سنگین را همزمان قبول نکن. بیش از توانت مسئولیت برندار.
۲۸. Many hands make light work
معادل فارسی: کار گروهی، کار را آسان میکند. وقتی چند نفر در انجام یک کار مشارکت میکنند، معمولاً فشار کار بین آنها تقسیم میشود.
مثال:
Let’s clean the house together. Many hands make light work.
بیایید خانه را با هم تمیز کنیم. کار گروهی، کار را آسان میکند.
۲۹. The grass is always greener on the other side
معادل فارسی: مرغ همسایه غاز است. گاهی تصور میکنیم شرایط دیگران بهتر از شرایط ماست، بدون اینکه مشکلات آنها را بشناسیم.
مثال:
She thinks working abroad is easy, but the grass is always greener on the other side.
او فکر میکند کار کردن در خارج از کشور آسان است، اما همیشه تصور میکنیم شرایط دیگران بهتر است.
۳۰. Don’t count your chickens before they hatch
معادل فارسی: جوجه را آخر پاییز میشمارند. تا زمانی که نتیجه چیزی قطعی نشده است، نباید روی آن حساب باز کنیم.
مثال:
You haven’t received the job offer yet, so don’t count your chickens before they hatch.
هنوز پیشنهاد شغلی را دریافت نکردهای؛ پس قبل از قطعی شدن نتیجه، روی آن حساب نکن.
۳۱. Haste makes waste
معادل فارسی: عجله کار شیطان است. عجله کردن ممکن است باعث اشتباه شود و در نهایت وقت و منابع بیشتری را هدر بدهد.
مثال:
Check your answers before submitting the exam. Haste makes waste.
قبل از تحویل امتحان، جوابهایت را بررسی کن. عجله باعث اشتباه میشود.
۳۲. Absence makes the heart grow fonder
معادل فارسی: دوری و دوستی. گاهی دور بودن از کسی باعث میشود بیشتر قدر او را بدانیم و دلتنگش شویم.
مثال:
I miss my family more since moving abroad. Absence makes the heart grow fonder.
از وقتی به خارج از کشور رفتهام، بیشتر دلتنگ خانوادهام میشوم. دوری گاهی علاقه را بیشتر میکند.
۳۳. Like father, like son
معادل فارسی: پسر کو ندارد نشان از پدر. این عبارت معمولاً برای اشاره به شباهت رفتار یا ویژگیهای فرزند و پدر استفاده میشود.
مثال:
He loves fixing cars just like his father. Like father, like son.
او هم مثل پدرش عاشق تعمیر ماشین است. پسر به پدرش رفته است.
۳۴. Curiosity killed the cat
معادل فارسی: کنجکاوی بیش از حد میتواند دردسرساز شود. این ضربالمثل درباره کنجکاوی بیجا یا وارد شدن به موضوعاتی است که ممکن است خطر یا مشکل ایجاد کنند.
مثال:
Don’t open someone else’s private messages. Curiosity killed the cat.
پیامهای خصوصی دیگران را باز نکن. کنجکاوی بیجا میتواند دردسر درست کند.
۳۵. Great minds think alike
معادل فارسی: آدمهای همفکر، شبیه هم فکر میکنند. این عبارت معمولاً بهصورت دوستانه یا شوخی زمانی استفاده میشود که دو نفر همزمان به یک ایده مشابه میرسند.
مثال:
You chose the same restaurant as me? Great minds think alike!
تو هم همین رستوران را انتخاب کردی؟ چه ذهنهای همفکری داریم!
۳۶. Every dog has its day
معادل فارسی: هر کسی بالاخره روز موفقیتش را تجربه میکند. این ضربالمثل امید میدهد که افراد نیز ممکن است در زمان مناسب فرصت موفقیت پیدا کنند.
مثال:
Keep trying. Every dog has its day.
به تلاش ادامه بده. بالاخره نوبت موفقیت تو هم میرسد.
۳۷. An apple a day keeps the doctor away
معادل فارسی: پیشگیری بهتر از درمان است. این ضربالمثل بهطور سنتی بر اهمیت عادتهای سالم تأکید دارد. البته نباید آن را یک توصیه پزشکی دقیق یا تضمین جلوگیری از بیماری دانست.
مثال:
Eating fruit is a healthy habit. An apple a day keeps the doctor away.
خوردن میوه عادت سالمی است. پیشگیری و مراقبت از سلامتی اهمیت دارد.
۳۸. Birds of a feather flock together
معادل فارسی: کبوتر با کبوتر، باز با باز. افرادی که علایق یا ویژگیهای مشترک دارند، معمولاً به یکدیگر نزدیک میشوند.
مثال:
They both love hiking and camping. Birds of a feather flock together.
هر دوی آنها عاشق طبیعتگردی و کمپینگ هستند. آدمهای شبیه هم معمولاً با هم دوست میشوند.
۳۹. Out of sight, out of mind
معادل فارسی: از دل برود هر آنکه از دیده برفت. این عبارت بیان میکند که گاهی با دور شدن افراد یا چیزها از دید ما، کمتر به آنها فکر میکنیم.
مثال:
I forget to water the plants when they’re in another room. Out of sight, out of mind.
وقتی گیاهان در اتاق دیگری هستند، یادم میرود به آنها آب بدهم. چیزی که جلوی چشم نباشد، راحتتر فراموش میشود.
۴۰. Beggars can’t be choosers
معادل فارسی: گدا که شاهی کند، گداییاش بر باد است.
وقتی فردی به کمک یا لطف دیگران نیاز دارد، ممکن است نتواند درباره تمام جزئیات آن سختگیری کند.
مثال:
It’s a free meal, so we can’t complain about the menu. Beggars can’t be choosers.
این یک وعده غذای رایگان است، پس نمیتوانیم از منو ایراد بگیریم. وقتی چیزی را رایگان دریافت میکنیم، امکان انتخاب محدودتر است.
۴۱. Money doesn’t grow on trees
معادل فارسی: پول علف خرس نیست. این عبارت برای یادآوری ارزش پول و ضرورت پرهیز از خرج کردن بیرویه استفاده میشود.
مثال:
You can’t buy a new phone every month. Money doesn’t grow on trees.
نمیتوانی هر ماه یک گوشی جدید بخری. پول بهآسانی به دست نمیآید.
۴۲. You can’t have your cake and eat it too
معادل فارسی: نمیتوان هم خدا را خواست و هم خرما را. گاهی نمیتوان دو خواسته متناقض را همزمان برآورده کرد و باید بین آنها انتخاب کرد.
مثال:
You can’t save money and spend all your income. You can’t have your cake and eat it too.
نمیتوانی پول پسانداز کنی و در عین حال تمام درآمدت را خرج کنی. باید بین این دو هدف تعادل برقرار کنی.
۴۳. A bird in the hand is worth two in the bush
معادل فارسی: سیلی نقد به از حلوای نسیه است. چیزی که اکنون در اختیار داریم، گاهی از گزینههای بهتر اما نامطمئن ارزشمندتر است.
مثال:
I’ll take the confirmed job offer instead of waiting for an uncertain one. A bird in the hand is worth two in the bush.
پیشنهاد شغلی قطعی را قبول میکنم، بهجای اینکه منتظر پیشنهاد نامطمئن بمانم. داشته مطمئن بهتر از وعده نامعلوم است.
۴۴. All good things must come to an end
معادل فارسی: هیچ خوشیای همیشگی نیست. این عبارت میگوید حتی تجربههای خوب و لذتبخش نیز بالاخره به پایان میرسند.
مثال:
We had a wonderful holiday, but all good things must come to an end.
تعطیلات فوقالعادهای داشتیم، اما هر دوره خوبی بالاخره تمام میشود.
۴۵. Laughter is the best medicine
معادل فارسی: خنده بر هر درد بیدرمان دواست. این عبارت به تأثیر مثبت خنده و شادی بر روحیه افراد اشاره دارد؛ نه اینکه خنده جایگزین درمان پزشکی باشد.
مثال:
We watched a comedy to cheer him up. Laughter is the best medicine.
برای بهتر شدن حالش یک فیلم کمدی تماشا کردیم. خنده میتواند روحیه را بهتر کند.
۴۶. If it ain’t broke, don’t fix it
معادل فارسی: چیزی را که درست کار میکند، بیدلیل تغییر نده. این عبارت بیشتر در موقعیتهای روزمره و محیط کار برای مخالفت با تغییرات غیرضروری استفاده میشود.
مثال:
The current system works well, so if it ain’t broke, don’t fix it.
سیستم فعلی خوب کار میکند؛ پس چیزی را که مشکلی ندارد، بیدلیل تغییر نده.
۴۷. One good turn deserves another
معادل فارسی: خوبی را باید با خوبی پاسخ داد. این عبارت به جبران محبت یا لطف دیگران اشاره دارد.
مثال:
She helped me move, so I’ll help her next weekend. One good turn deserves another.
او برای اسبابکشی به من کمک کرد، پس آخر هفته آینده به او کمک میکنم. خوبی را باید با خوبی پاسخ داد.
۴۸. Don’t make a mountain out of a molehill
معنی فارسی: از کاه کوه نساز. این عبارت زمانی استفاده میشود که کسی یک مشکل کوچک را بیش از اندازه بزرگ میکند.
مثال:
It’s just a small mistake. Don’t make a mountain out of a molehill.
این فقط یک اشتباه کوچک است. از کاه کوه نساز.
۴۹. There’s no smoke without fire
معادل فارسی: تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.
این ضربالمثل بیانگر این باور است که شایعهها ممکن است منشأیی داشته باشند؛ با این حال، شایعه بهتنهایی مدرک اثبات یک ادعا نیست.
People are talking about the problem, but we need evidence. There’s no smoke without fire is only a saying.
مردم درباره این مشکل صحبت میکنند، اما به مدرک نیاز داریم. این ضربالمثل بهتنهایی چیزی را ثابت نمیکند.
۵۰. The pen is mightier than the sword
معادل فارسی: زبان و قلم از شمشیر برندهترند.این عبارت به قدرت نوشتن، اندیشه و کلام در مقایسه با زور فیزیکی اشاره دارد.
مثال:
Her article changed public opinion. The pen is mightier than the sword.
مقاله او افکار عمومی را تغییر داد. قدرت قلم میتواند از زور بیشتر باشد.

ضرب المثل انگلیسی کوتاه و پرکاربرد
اگر تازه یادگیری زبان انگلیسی را شروع کردهاید، بهتر است ابتدا ضربالمثلهایی را یاد بگیرید که کوتاه هستند و در موقعیتهای مختلف کاربرد دارند.
|
ضربالمثل انگلیسی |
معنی فارسی |
|
Practice makes perfect |
تمرین باعث پیشرفت میشود. |
| Time is money |
وقت طلاست. |
|
Knowledge is power |
دانایی توانایی است. |
| Easy come, easy go |
بادآورده را باد میبرد. |
|
Better late than never |
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. |
| No pain, no gain |
نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. |
|
Time will tell |
گذشت زمان مشخص میکند. |
| Haste makes waste |
عجله باعث اشتباه میشود. |
|
Look before you leap |
قبل از اقدام، خوب فکر کن. |
| Honesty is the best policy |
صداقت بهترین راه است. |
ضرب المثل انگلیسی درباره زندگی
بسیاری از ضربالمثلهای انگلیسی به تجربههای زندگی، صبر، تصمیمگیری و روبهرو شدن با مشکلات اشاره دارند.
Every cloud has a silver lining: حتی شرایط سخت هم ممکن است جنبه مثبتی داشته باشند.
Rome wasn’t built in a day: برای رسیدن به اهداف بزرگ باید صبور بود.
You reap what you sow: نتیجه بسیاری از انتخابها به رفتار و تلاش خودمان وابسته است.
Time will tell: برای مشخص شدن نتیجه بعضی اتفاقها باید منتظر ماند.
All good things must come to an end: اتفاقهای خوب نیز ممکن است روزی به پایان برسند.
Better safe than sorry: احتیاط میتواند از پشیمانی جلوگیری کند.
Don’t cry over spilt milk: بهجای ناراحتی درباره گذشته، روی راهحل تمرکز کن.
ضربالمثل انگلیسی درباره عشق و دوستی

ضربالمثل انگلیسی درباره موفقیت و تلاش
برای صحبت درباره پیشرفت تحصیلی، یادگیری زبان، کار و رسیدن به اهداف، این ضربالمثلها مفید هستند:
No pain, no gain: بدون تلاش نمیتوان انتظار پیشرفت داشت.
Practice makes perfect: تمرین مستمر باعث افزایش مهارت میشود.
Where there’s a will, there’s a way: با اراده و تلاش میتوان راهحل پیدا کرد.
The early bird catches the worm: اقدام بهموقع میتواند فرصتهای بیشتری ایجاد کند.
Many hands make light work: همکاری میتواند انجام کار را آسانتر کند.
A stitch in time saves nine: رسیدگی زودهنگام به مشکل از دردسرهای بزرگتر جلوگیری میکند.
Make hay while the sun shines: از فرصتهای مناسب در زمان درست استفاده کن.
برای مثال، در محیط کار میتوانید بگویید:
Let’s finish this task together. Many hands make light work.
بیایید این کار را با هم تمام کنیم. کار گروهی انجام آن را آسانتر میکند.
ضربالمثل انگلیسی مشابه ضربالمثلهای فارسی
یکی از بهترین روشها برای یادگیری ضربالمثل انگلیسی، مقایسه آن با یک عبارت آشنا در زبان فارسی است. البته معادلها همیشه ترجمه کلمهبهکلمه نیستند و ممکن است از نظر تصویرسازی یا کاربرد تفاوت داشته باشند.
|
ضربالمثل انگلیسی |
معادل یا مفهوم فارسی |
|
Practice makes perfect |
کار نیکو کردن از پر کردن است. |
|
Better late than never |
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. |
| Actions speak louder than words |
دو صد گفته چون نیم کردار نیست. |
|
Where there’s a will, there’s a way |
خواستن توانستن است. |
| Don’t judge a book by its cover |
از روی ظاهر قضاوت نکن. |
|
The early bird catches the worm |
سحرخیز باش تا کامروا شوی. |
| No pain, no gain |
نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. |
|
Don’t cry over spilt milk |
برای گذشتهای که قابل تغییر نیست، غصه نخور. |
| You reap what you sow |
هر چه بکاری، همان را درو میکنی. |
|
Don’t make a mountain out of a molehill |
از کاه کوه نساز. |
| Money doesn’t grow on trees |
پول علف خرس نیست. |
|
A friend in need is a friend indeed |
دوست واقعی را در روز سختی میتوان شناخت. |
| Look before you leap |
بیگدار به آب نزن. |
|
Time is money |
وقت طلاست. |
| All that glitters is not gold |
هر گردی گردو نیست. |
کاربرد ضربالمثل انگلیسی در مکالمات روزمره
برای استفاده طبیعی از ضربالمثلها، بهتر است آنها را متناسب با موقعیت انتخاب کنید. ضربالمثل معمولاً زمانی کاربرد دارد که بخواهیم تجربهای را خلاصه کنیم، توصیهای بدهیم یا منظور خود را کوتاهتر و تأثیرگذارتر بیان کنیم. استفاده درست و بهجا از ضربالمثلها میتواند مکالمه شما را طبیعیتر و تأثیرگذارتر کند. برای یادگیری عبارتهای بیشتری که در گفتگوهای روزمره کاربرد دارند، مقاله سلام و احوالپرسی به انگلیسی نیز میتواند برای شما مفید باشد.
مثال اول: تشویق دوست به یادگیری زبان
A: I keep making mistakes when I speak English.
من وقتی انگلیسی صحبت میکنم، مدام اشتباه میکنم.
B: Don’t worry. Practice makes perfect.
نگران نباش. تمرین باعث پیشرفت میشود.
مثال دوم: قبول کردن یک مسئولیت جدید
A: I want to start a new project, but I’m not sure if I can finish it.
میخواهم پروژه جدیدی شروع کنم، اما مطمئن نیستم بتوانم آن را تمام کنم.
B: Make a plan first. Look before you leap.
اول برنامهریزی کن. قبل از اقدام، جوانب کار را بسنج.
مثال سوم: ناراحتی از یک اشتباه
A: I made a mistake in yesterday’s presentation.
در ارائه دیروز اشتباه کردم.
B: Learn from it and move on. Don’t cry over spilt milk.
از آن درس بگیر و ادامه بده. برای اتفاقی که گذشته، خودت را ناراحت نکن.
مثال چهارم: همکاری در محیط کار
A: This project is too difficult for one person.
این پروژه برای یک نفر بیش از حد دشوار است.
B: Let’s work together. Many hands make light work.
بیایید با هم کار کنیم. کار گروهی کار را آسان میکند.
چگونه ضربالمثل انگلیسی را بهتر یاد بگیریم؟
برای اینکه ضربالمثلها را فقط حفظ نکنید و بتوانید در مکالمه به کار ببرید، این روشها را امتحان کنید:
۱. هر روز سه ضربالمثل یاد بگیرید. بهجای حفظ کردن تعداد زیادی عبارت در یک روز، یادگیری را به بخشهای کوچک تقسیم کنید.
۲. معنی مفهومی را یاد بگیرید. ترجمه کلمهبهکلمه همیشه مفهوم واقعی ضربالمثل را منتقل نمیکند.
۳. برای هر ضربالمثل یک مثال بنویسید. جملهای بسازید که به زندگی روزمره، تحصیل یا کار شما مربوط باشد.
۴. ضربالمثلها را با هم مقایسه کنید. برای مثال، Practice makes perfect و No pain, no gain هر دو درباره پیشرفت هستند، اما بر جنبههای متفاوتی از تمرین و تلاش تأکید میکنند.
۵. به کاربرد آنها در فیلم و پادکست توجه کنید. وقتی ضربالمثلی را در یک موقعیت واقعی میشنوید، مفهوم آن را بهتر به خاطر میسپارید. شنیدن تلفظ درست عبارتها باعث میشود ضربالمثلها را راحتتر به خاطر بسپارید و هنگام صحبت کردن طبیعیتر از آنها استفاده کنید. برای آشنایی بیشتر با علائم و اصول تلفظ، میتوانید مقاله آموزش فونتیک زبان انگلیسی را مطالعه کنید.
۶. در مکالمه زیادهروی نکنید. استفاده از یک ضربالمثل مناسب میتواند طبیعی باشد، اما تکرار مداوم آنها ممکن است گفتار را غیرطبیعی کند.
هنگام یادگیری یک ضربالمثل بهتر است علاوه بر معنی فارسی، تلفظ و مثالهای واقعی آن را نیز بررسی کنید. استفاده از یک دیکشنری انگلیسی مناسب میتواند به شما کمک کند معنی، تلفظ و کاربرد صحیح عبارتها را بهتر یاد بگیرید.
سوالات متداول درباره ضربالمثل به انگلیسی
ضربالمثل به انگلیسی چه میشود؟
واژه رایج برای ضربالمثل در زبان انگلیسی Proverb است. واژههای Saying و Adage نیز در برخی موقعیتها برای اشاره به گفتههای رایج یا پندآموز استفاده میشوند.
معروفترین ضربالمثل انگلیسی کدام است؟
عبارتهایی مانند Practice makes perfect، Actions speak louder than words، Better late than never و Where there’s a will, there’s a way از ضربالمثلهای شناختهشده انگلیسی هستند. انتخاب معروفترین مورد به کشور، گروه مخاطب و موقعیت بستگی دارد.
پرکاربردترین ضربالمثلهای انگلیسی کداماند؟
عبارتهایی مانند Time is money، Better safe than sorry، Don’t judge a book by its cover و The early bird catches the worm در موقعیتهای گوناگون برای بیان توصیه یا تجربه استفاده میشوند.
آیا ضربالمثل انگلیسی را باید کلمهبهکلمه ترجمه کنیم؟
خیر. در بسیاری از موارد، ترجمه مفهومی مناسبتر است؛ زیرا هدف ضربالمثل انتقال پیام و تجربه است، نه صرفاً معنی واژهها. برای مثال، Don’t cry over spilt milk به معنای واقعی گریه نکردن برای شیر ریختهشده محدود نیست، بلکه توصیه میکند بابت اتفاقی که قابل تغییر نیست، بیش از اندازه ناراحت نشویم.
تفاوت Proverb و Idiom چیست؟
Proverb معمولاً جملهای کامل است که پند، تجربه یا حقیقتی عمومی را بیان میکند؛ اما Idiom اصطلاحی است که معنای آن اغلب از کنار هم قرار گرفتن واژهها بهسادگی قابل تشخیص نیست. برای مثال، Practice makes perfect یک ضربالمثل است، در حالی که Break the ice یک اصطلاح به معنی شکستن فضای سرد یا معذب و شروع تعامل دوستانه است.
چگونه ضربالمثلهای فارسی را به انگلیسی ترجمه کنیم؟
ابتدا مفهوم و کاربرد ضربالمثل فارسی را مشخص کنید، سپس به دنبال معادل رایج انگلیسی آن بگردید. ممکن است یک ضربالمثل فارسی معادل دقیقی در انگلیسی نداشته باشد؛ در این حالت بهتر است مفهوم آن را با یک عبارت طبیعی توضیح دهید، نه اینکه ترجمهای تحتاللفظی بسازید.
جمعبندی
یادگیری ضربالمثلهای انگلیسی به شما کمک میکند مفهوم بسیاری از مکالمات، فیلمها و متنهای انگلیسی را بهتر درک کنید و منظور خود را طبیعیتر بیان کنید. برای شروع، چند ضربالمثل پرکاربرد مانند Practice makes perfect، Actions speak louder than words و Better late than never را انتخاب کنید و آنها را در جملههای واقعی به کار ببرید.
مهمتر از تعداد ضربالمثلهایی که حفظ میکنید، این است که معنی، موقعیت استفاده و مفهوم هر عبارت را بهدرستی بشناسید. با تمرین مستمر میتوانید بهتدریج از این عبارتها در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده کنید.
