سفر به انگلیسی چه میشود؟
سفر به انگلیسی معمولاً با کلمه Travel بیان میشود، اما واژههای Trip و Journey نیز علی رغم تفاوت های بسیار ظریف، معنای بسیار نزدیکی با این کلمه دارند. Travel به مفهوم کلی سفر یا سفر کردن اشاره میکند، درحالی که Trip برای یک سفر مشخص با زمان شروع و پایان معین به کار میرود و Journey بیشتر بر مسیر، روند یا تجربهی سفر تأکید دارد. در ادامه، تفاوت این سه کلمه را بهطور کامل همراه با مثال بررسی میکنیم.
|
ویژگی |
Travel |
Journey |
Trip |
|
معنی |
سفر کردن به طور کلی |
مسیر یا تجربهی سفر طولانی |
یک سفر مشخص و برنامهریزیشده |
|
تمرکز |
عمل یا نحوهی سفر کردن |
مسیر، مدت و تجربهی سفر |
خودِ سفر با شروع و پایان مشخص |
|
مدت زمان |
مشخص نیست |
معمولاً طولانی یا قابل توجه |
معمولاً کوتاه یا موقت |
|
شروع و پایان مشخص |
معمولاً خیر |
فقط مسیر بین دو نقطه مهم است |
بله |
|
نقش دستوری |
فعل و اسم |
اسم |
اسم |
|
کاربرد رایج |
صحبت درباره سفر به طور کلی |
توصیف مسیر یا تجربه |
سفرهای کاری، تفریحی، تحصیلی و.. |
کلمه Travel در زبان انگلیسی
Travel در معنای کلی برای توصیف عملِ سفر کردن از یک مکان به مکان دیگر استفاده میشود. این واژه به خودِ عمل سفر اشاره دارد، نه یک سفر مشخص با زمان شروع و پایان معین!
زمانی از Travel استفاده میکنیم که دربارهٔ عمل یا نحوهٔ سفر کردن صحبت میکنیم. برای مثال، زمانی که فردی درباره مهاجرت، زندگی در کشور دیگر یا سفرهای کاری صحبت میکند، معمولاً از این واژه استفاده میشود.
Travel میتواند هم بهعنوان اسم (به صورت travel و travelling/traveling) و هم بهعنوان فعل به کار رود. برای ساختن شکل گذشتهٔ این فعل، به آن ed اضافه میشود و به صورت traveled (در انگلیسی آمریکایی) یا travelled (در انگلیسی بریتانیایی) نوشته میشود.

کاربرد کلمه journey در زبان انگلیسی
هنگامی که خودِ مسیر یا تجربه سفر اهمیت دارد از journey استفاده میشود؛ به طوریکه بر روند، تجربه و تغییرات در طول مسیر تأکید دارد.
The journey from Tehran to Tabriz took eight hours.
سفر (مسیر) از تهران تا تبریز هشت ساعت طول کشید.
We enjoyed every part of the journey.
از تمام مراحل سفر لذت بردیم.
Their journey across Europe lasted two months.
سفر آنها در سراسر اروپا دو ماه طول کشید.
Learning English is a long journey.
یادگیری زبان انگلیسی یک مسیر طولانی است. (استعاری)
کاربرد کلمه trip در زبان انگلیسی
trip معمولاً به یک سفر کوتاه مدت و برنامهریزی شده اشاره دارد که پایان آن مشخص است و بر تجربهی لحظهای سفر اشاره میکند.
پرکاربردترین لغات سفر به انگلیسی
عنوان و موضوع سفر یکی از مهم ترین موضوعات در یادگیری هر زبانی است که چه در مکالمات روزمره و سفر و چه در آزمون های تافل و آیلتس از آن استفاده میشود. در جدول زیر مهمترین و پرکاربردترین لغتهای مرتبط با سفر همراه با تلفظ و مثال آورده شده است.
|
لغت |
تلفظ | معنی |
مثال |
|
Destination |
/ˌdestɪˈneɪʃən/ | مقصد |
Tokyo is our final destination |
|
Reservation |
/ˌrezərˈveɪʃən/ | رزرو |
I made a hotel reservation online |
|
Flight |
/flaɪt/ | پرواز |
Our flight was delayed |
|
Check-in |
/ˈtʃek ɪn/ | پذیرش |
We checked in two hours before the flight |
|
Arrival |
/əˈraɪvəl/ | ورود |
Our arrival was delayed due to bad weather ورود ما به دلیل شرایط بد آبوهوا با تأخیر همراه شد. |
|
Accommodation |
/əˌkɑːməˈdeɪʃən/ | محل اقامت |
We found cheap accommodation |
|
Guide |
/ɡaɪd/ | راهنما |
Our guide spoke English well |
|
Map |
/mæp/ | نقشه |
?Can you show me the map |
|
Vacation |
/veɪˈkeɪʃən/ | تعطیلات |
We’re going to Spain for our vacation برای تعطیلات به اسپانیا میرویم. |
|
Holiday |
/ˈhɒlədeɪ/ | تعطیلات (بیشتر در انگلیسی بریتانیایی) |
They are on holiday this week |
وسایل سفر به انگلیسی
معمولا برای سفر وسایل مورد نیاز خودمان مانند گذرنامه، ویزا، کوله پشتی، چمدان و سایر موارد را به همراه داریم. یادگیری این کلمات به انگلیسی به ما کمک زیادی میکند؛ به همین علت در جدول زیر همراه با تلفظ لیست وسایل ضروری سفر به انگلیسی نوشته شده است.
مکانها در سفر به انگلیسی
هنگامی که سفر میکنیم از مکانهای مختلفی مانند موزه، مرکز شهر و …. دیدن میکنیم و یا با بعضی مکانها مانند فرودگاه یا هتل مستقیما در ارتباط خواهیم بود. در قسمت زیر مهمترین مکانهایی که یک مسافر در طول مسیر و هنگام سفر با آنها مواجه میشود یا از آنها دیدن میکند را در جدولی قرار دادیم.
|
لغت انگلیسی |
تلفظ | معنی فارسی |
مثال |
|
Terminal |
/ˈtɜːrmɪnl/ | ترمینال | .Our flight departs from the terminal پرواز ما از ترمینال انجام میشود. |
| Airport | /ˈerpɔːrt/ | فرودگاه |
.We arrived at the airport two hours early |
|
Check-in Counter |
/ˈtʃek ɪn ˈkaʊntər/ | باجه پذیرش | .Go to the check-in counter first ابتدا به باجه پذیرش برو. |
| Security Check | /sɪˈkjʊrəti tʃek/ | بخش بازرسی امنیتی |
.We waited at the security check |
|
Passport Control |
/ˈpɑːspɔːrt kənˈtroʊl/ | کنترل گذرنامه | .We showed our passports at passport control ما گذرنامههای خود را در بخش کنترل گذرنامه نشان دادیم. |
| Departure Gate | /dɪˈpɑːrtʃər ɡeɪt/ | گیت خروج |
.Our flight leaves from Gate 15 |
|
Baggage Claim |
/ˈbæɡɪdʒ kleɪm/ | بخش تحویل بار | .Meet me at the baggage claim در بخش تحویل بار منتظرم باش. |
| Hotel | /hoʊˈtel/ | هتل |
.We stayed at a beautiful hotel |
|
Tourist Information Center |
/ˈtʊrɪst ˌɪnfərˈmeɪʃən ˈsentər/ | مرکز اطلاعات گردشگری | .We got a free map from the tourist information center ما یک نقشه رایگان از مرکز اطلاعات گردشگری دریافت کردیم. |
| City Center | /ˈsɪti ˈsentər/ | مرکز شهر |
.Our hotel is near the city center |
|
Museum |
/mjuˈziːəm/ | موزه | .We visited the national museum ما از موزه ملی بازدید کردیم. |
| Restaurant | /ˈrestrɒnt/ | رستوران |
.Let’s have dinner at a local restaurant |
|
Café |
/kæˈfeɪ/ | کافه | .We had coffee at a small café ما در یک کافه کوچک قهوه نوشیدیم. |
| Beach | /biːtʃ/ | ساحل |
.We spent the afternoon at the beach |
|
Train Station |
/treɪn ˈsteɪʃən/ | ایستگاه قطار | .The train station is very crowded ایستگاه قطار بسیار شلوغ است. |
| Bus Station | /bʌs ˈsteɪʃən/ | پایانه اتوبوس |
.Let’s meet at the bus station |
|
Port |
/pɔːrt/ | بندر |
.The ship left the port at noon |
مراحل سفر به انگلیسی
آشنایی با مراحل سفر به انگلیسی به شما کمک میکند تا در فرودگاه، هتل، وسایل حملونقل و موقعیتهای مختلف سفر راحتتر ارتباط برقرار کنید. از رزرو بلیط و بستن چمدان گرفته تا سوار شدن به هواپیما و رسیدن به مقصد، هر مرحله واژگان و اصطلاحات مخصوص خود را دارد. در ادامه، مراحل سفر را به ترتیب همراه با معادل انگلیسی آنها یاد میگیرید.
اصطلاحات فرودگاه به انگلیسی
فرودگاه یکی از مهمترین مکانهایی است که مسافران در سفرهای داخلی و خارجی با آن سروکار دارند. در جدول زیر مهم ترین اصطلاحات و کلمات در فرودگاه به انگلیسی آورده شده است.
| لغت انگلیسی | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|
Airport |
/ˈerpɔːrt/ | فرودگاه | The airport is 20 minutes from here. .فرودگاه ۲۰ دقیقه با اینجا فاصله دارد |
| Terminal | /ˈtɜːrmɪnl/ | ترمینال |
Your flight leaves from Terminal 2. |
|
Boarding Pass |
/ˈbɔːrdɪŋ pæs/ | کارت پرواز | Can I have my boarding pass, please? .لطفاً کارت پروازم را بدهید |
| Check-in Counter | /ˈtʃek ɪn ˈkaʊntər/ | باجه پذیرش |
Please go to the check-in counter. |
|
Passport |
/ˈpɑːspɔːrt/ | گذرنامه | ?May I see your passport ممکن است گذرنامهتان را ببینم؟ |
| Visa | /ˈviːzə/ | ویزا |
?Do you have a valid visa |
|
Security Check |
/sɪˈkjʊrəti tʃek/ | بازرسی امنیتی | .Please go through the security check لطفاً از بازرسی امنیتی عبور کنید. |
| Immigration | /ˌɪmɪˈɡreɪʃən/ | کنترل گذرنامه |
.The immigration officer checked my passport |
| Customs | /ˈkʌstəmz/ | گمرک | You need to go through customs. .باید از گمرک عبور کنید |
| Gate | /ɡeɪt/ | گیت | Our gate is Gate 15. .گیت ما شماره ۱۵ است |
| Boarding | /ˈbɔːrdɪŋ/ | سوار شدن به هواپیما | .Boarding starts in 20 minutes سوار شدن به هواپیما تا ۲۰ دقیقه دیگر آغاز میشود. |
| Flight | /flaɪt/ | پرواز | .My flight is delayed پرواز من با تأخیر انجام میشود. |
| Departure | /dɪˈpɑːrtʃər/ | خروج / پروازهای خروجی | Our departure is at 8:30 a.m. .پرواز خروجی ما ساعت ۸:۳۰ صبح است |
| Delayed | /dɪˈleɪd/ | با تأخیر | The flight has been delayed by one hour. .پرواز یک ساعت تأخیر دارد |
| Cancelled | /ˈkænsəld/ | لغوشده | Our flight was cancelled. .پرواز ما لغو شد |
| Arrival | /əˈraɪvəl/ | ورود / پروازهای ورودی | The arrival time is 6:00 p.m. .زمان ورود ساعت ۶ عصر است |
| Baggage Claim | /ˈbæɡɪdʒ kleɪm/ | بخش تحویل بار | Let’s go to the baggage claim. .بیا به بخش تحویل بار برویم |
| Luggage / Baggage | /ˈlʌɡɪdʒ/ /ˈbæɡɪdʒ/ | چمدان / بار | Where is my luggage? چمدان من کجاست؟ |
| Carry-on Bag | /ˈkæri ɑːn bæɡ/ | بار دستی | This carry-on bag is too heavy. .این بار دستی خیلی سنگین است |
| Duty-Free Shop | /ˌduːti ˈfriː ʃɑːp/ | فروشگاه معاف از مالیات | I bought some perfume at the duty-free shop. .در فروشگاه معاف از مالیات عطر خریدم |
برای تسط بیشتر هنگام مکالمه انگلیسی در فرودگاه بهتر است که در دوره های مخصوص مکالمه انگلیسی شرکت کنید تا در کمترین زمان ممکن به بهترین و روان ترین شکل ممکن انگلیسی را صحبت کنید. در کنار یادگیری مکالمه انگلیسی توصیه میکنیم از به کار بستن ترفندها و روشهای تقویت زبان انگلیسی قافل نشوید.
اصطلاحات هتل به انگلیسی
اکثر مسافران در هنگام سفر در هتل اقامت میکنند؛ بنابراین بسیار مهم است که به اصطلاحات ضروری در هنگام رزرو هتل و استفاده از خدمات و یا حتی مواجه با مشکلات رایج هتلها مسلط باشید تا راحت تر از خدمات استفاده کنید و با کارکنان ارتباط موثر برقرار کنید. در زیر مهمترین اصطلاحات در هتل آورده شده است.
|
لغت انگلیسی |
تلفظ | معنی فارسی |
مثال |
|
Reservation |
/ˌrezərˈveɪʃən/ | رزرو | .I made a hotel reservation online من بهصورت آنلاین یک اتاق هتل رزرو کردم. |
| Reception | /rɪˈsepʃən/ | پذیرش |
Please go to the reception for your room key. |
|
Receptionist |
/rɪˈsepʃənɪst/ | مسئول پذیرش | .The receptionist was very helpful مسئول پذیرش بسیار کمککننده بود. |
| Vacancy | /ˈveɪkənsi/ | اتاق خالی |
?Do you have any vacancies tonight |
|
Single Room |
/ˈsɪŋɡl ruːm/ | اتاق یکنفره |
.I’d like to book a single room |
|
Double Room |
/ˈdʌbl ruːm/ | اتاق دونفره | ?Do you have a double room available آیا اتاق دونفره خالی دارید؟ |
| Suite | /swiːt/ | سوئیت |
They stayed in a luxury suite |
|
Check-in |
/ˈtʃek ɪn/ | ورود به هتل | .Check-in starts at 2 p.m پذیرش از ساعت ۲ بعدازظهر آغاز میشود. |
| Room Key / Key Card | /ruːm kiː/ /kiː kɑːrd/ | کلید یا کارت اتاق |
I lost my room key |
|
Lobby |
/ˈlɑːbi/ | لابی | .Let’s meet in the hotel lobby بیایید در لابی هتل همدیگر را ببینیم. |
| Amenities | /əˈmenətiz/ | امکانات رفاهی |
.The hotel offers free amenities |
|
Room Service |
/ruːm ˈsɜːrvɪs/ | سرویس اتاق |
Can I order room service? |
|
Housekeeping |
/ˈhaʊskiːpɪŋ/ | خانهداری | .Housekeeping will clean your room tomorrow بخش خانهداری فردا اتاق شما را تمیز میکند. |
| Complimentary | /ˌkɑːmplɪˈmentəri/ | رایگان |
.Breakfast is complimentary |
|
Breakfast Included |
/ˈbrekfəst ɪnˈkluːdɪd/ | صبحانه شامل هزینه است | .Our room has breakfast included صبحانه در هزینه اتاق ما لحاظ شده است. |
| Wake-up Call | /ˈweɪk ʌp kɔːl/ | تماس بیدارباش |
.I’d like a wake-up call at 7 a.m |
|
Late Check-out |
/leɪt ˈtʃek aʊt/ | خروج دیرهنگام | Can I get a late check-out? آیا میتوانم دیرتر اتاق را تحویل دهم؟ |
| Check-out | /ˈtʃek aʊt/ | خروج از هتل |
Our check-out time is 12 noon. |
|
Bill |
/bɪl/ | صورتحساب |
Could I have the bill, please?.لطفاً صورتحساب را به من بدهید |
در بسیاری از موقعیتهای سفر، اولین مکالمه شما با یک سلام و احوالپرسی آغاز میشود. به همین دلیل، آشنایی با جملات احوالپرسی به انگلیسی به شما کمک میکند ارتباط مؤثرتری با کارکنان هتل، فرودگاه، رستوران و افراد محلی برقرار کنید و آشنایی با مکالمات انگلیسی در سفر به شما کمک میکند در موقعیتهای مختلف مانند فرودگاه، هتل، رستوران، راحتتر با دیگران ارتباط برقرار کنید. در ادامه، چند نمونه مکالمه کاربردی همراه با ترجمه فارسی آورده شده است.
افعال پرکاربرد مربوط به سفر
افعالی که در سفر به کاربرده میشود در موقعیت های به خصوص خود که از برنامهریزی و رزرو گرفته تا حرکت، اقامت و بازگشت، استفاده میشوند. یادگیری این افعال به شما کمک میکند منظور خود را بهدرستی بیان کنید.
|
فعل |
تلفظ | معنی فارسی |
مثال |
|
Travel |
/ˈtrævəl/ | سفر کردن |
I travel a lot for work. |
|
Go |
/ɡoʊ/ | رفتن |
We go to Paris every summer. |
|
Visit |
/ˈvɪzɪt/ | بازدید کردن |
We visited the Eiffel Tower. |
|
Book |
/bʊk/ | رزرو کردن |
I booked a hotel online. |
|
Reserve |
/rɪˈzɜːrv/ | رزرو کردن |
We reserved a table for dinner. |
|
Pack |
/pæk/ | وسایل را جمع کردن |
She packed her suitcase yesterday. |
|
Unpack |
/ʌnˈpæk/ | باز کردن وسایل |
I unpacked my luggage at the hotel. |
|
Depart |
/dɪˈpɑːrt/ |
حرکت کردن، عزیمت کردن |
The plane departs at 8 a.m. |
|
Arrive |
/əˈraɪv/ |
رسیدن |
We arrived safely. |
|
Check in |
/ˈtʃek ɪn/ |
پذیرش شدن |
We checked in at the hotel. |
| Check out | /ˈtʃek aʊt/ |
تسویه و خروج از هتل |
We checked out before noon. |
|
Land |
/lænd/ |
فرود آمدن |
The plane landed safely. |
|
Take off |
/teɪk ɔːf/ | بلند شدن هواپیما |
The plane took off on time. |
|
Stay |
/steɪ/ |
اقامت کردن |
We stayed at a five-star hotel. |
| Rent | /rent/ | اجاره کردن |
They rented a car. |
|
Drive |
/draɪv/ |
رانندگی کردن |
I drove to the beach. |
|
Fly |
/flaɪ/ |
پرواز کردن |
We flew to London last week. |
بنابراین سفر به انگلیسی و تفاوت Trip، Journey و Travel چیست؟
سفر به انگلیسی یکی از مهمترین موضوعاتی است که هر زبانآموز برای در هنگام زبان آموختن یاد میگیرد. شناخت تفاوت واژههایی مانند Travel، Trip و Journey باعث میشود بتوانید در موقعیتهای مختلف از کلمه مناسب استفاده کنید؛ Travel برای صحبت درباره سفر بهطور کلی، Trip برای یک سفر مشخص و Journey برای تأکید بر مسیر یا تجربه سفر به کار میرود.
کلماتی مانند Passport (گذرنامه)، Boarding Pass (کارت پرواز)، Reservation (رزرو)، Accommodation (محل اقامت) و Destination (مقصد) از جمله واژههایی هستند در موضوع سفر به انگلیسی قرار دارد. اگر قصد دارید برای سفر، مهاجرت یا آزمونهای بینالمللی آمادگی کامل پیدا کنید، شرکت در یک دوره آنلاین آموزش زبان انگلیسی میتواند یادگیری شما را سریعتر و هدفمندتر کند.
سوالات متداول
1. مهمترین افعال مربوط به سفر در انگلیسی کداماند؟
افعالی مانند Travel، Book، Reserve، Pack، Fly، Depart، Arrive، Land، Take off، Stay، Visit، Rent، Drive، Check in و Check out از پرکاربردترین افعال در موقعیتهای مختلف سفر هستند.
3. پرکاربردترین اصطلاحات فرودگاه به انگلیسی کداماند؟
اصطلاحاتی مانند Boarding Pass، Check-in Counter، Security Check، Immigration، Customs، Gate، Departure، Arrival، Baggage Claim از مهمترین واژگانی هستند که در فرودگاه با آنها روبهرو خواهید شد.





